عسلعسل، تا این لحظه: 13 سال و 11 روز سن داره

شیرینی زندگی مامان و بابا

۳ سالگیت مبارک دخترکم

سلام خوشگل مامان، عسل نازم 💋 💖 تولدت ۳ سالگیت مبارک🎉  🎂 امیدوارم که ۱۲۰ ساله شی،  همیشه سلامت، موفق باشی،گل خنده همیشه رو لبات باشه،ما هم پیشت باشیم بزرگ شدنت رو ببینیم تولدتو قبل از محرم گرفتیم مثل سال پیش،رفتیم خونه مامان جون اینا، چون عمل داشتم برا این دفعه نتوستم اون جور که میخواستم آماده بشم انشاالله برا تولد های بعدی،رفتنی یه کیک آماده گرفتیم ولی خیلی خوش گذشت تو هم که دیگه بزرگتر شدی همه چی رو خوب میفهمیدی. خیلی دوست دارم :-*  
5 آبان 1395

عروسی های تابستان 94

عروسی مهدی پسر عموی بابا داود عروسی روز دوشنبه 9شهریور تو اهر بود منو عمه ها آرایشگاه رفتیم تو هم پیش بابا مونده بودی وقتی میخواستیم راه بیافتیم بارون گرفت تو اهر هم نم نم بارون میومد سه ماشین بودیم ما و عمه و ماشین والح اینا. بالاخره رسیدیم و خواستم لباستو عوض کنم نمیذاشتی بالاخره با اجبار لباسو پوشیدی     مراسم شروع شد وتو عاشق رقص نور شده بودی و وقتی رو کف سالن میافتاد باهاشون بازی میکردی عمه فرح اینا هم اومده بودن آخر سر هم دنبال عروس رفتیم و خوش گذشت 2.30 صبح هم رسیدیم خونه عروسی الهام دختر عموی بابا داود مهدی و الهام با هم برادر خواهرند عروسی روز سه شنبه 24 شهریور تو تهران بود. چون مادر جون ب...
28 دی 1394

روز دختر مبارک

روز دختر بر همه دختر های پاک و معصوم مبارک   روزت مبارک دختر نازنینم دختر که باشی... نفس بابایی لوس بابایی عزیز دردونه بابایی حتی اگه بهت نگه. دستت رو میذاره رو چشماش و میگه : این تویی که به چشمای من سوی دیدن میدی. خلاصه دختر یک کلام... نفس باباست     عسل خانومم، یکی یدونه ام، دخترکم آرزو دارم که تو تمام زندگیت ... یه دختر متین، باوقار و سر سنگین یه دختر با دل مهربون و شاد یه دختر ساعی و کوشا همیشه موفق، سربلند و سرزنده باشی هیچ وقت با طوفان های زن...
26 مرداد 1394

شیرین زبونی های عسلم

سلام دختر گلم ، عسلکم ، قند عسل مامان و بابا 21 ماهگیت مبارک گل باغ زندگیم ، بهترین هدیه خدا ، عشقمون       این روزها دیگه خیلی شرین زبون شدی لوس هم تشریف داری امیدوارم فقط مال این دوره( کودکی) از زندگیت باشه دوست دارم خانوم باشی و سنگین چندتا جمله ی جالبی که این روزها میگی پاشو ببینم ، بلند شو ببینم(وقتی باهم کار داری و یا میخوای بری بیرون بعدش هم دستمو میگی) آماده بشیم ، رژ بزن (وقتی دوست داری بری بیرون منو میکشی جلو دراور ) همش شعر تولد مبارک رو میخونی  تولد مبارک شمع هوت بتنیم(بکنیم) و شعر یه توپ دارم قلقلیه و تاب تاب...
6 مرداد 1394

نمایشگاه گل و گیاه 94

سلام گل زندگی، عسل مامان 5 تا 8 خرداد نمایشگاه گل و گیاه دایر بود منم که دو سالی بود میخواستم برم ولی همیشه زمانش یادم میرفت ولی این سری  تونستیم مامان و بابا و خاله و شما رفتیم یکی دوتا هم عکس گرفتیم البته تو گوشی خاله است .   اینم عکس گلهایی که از نمایشگاه گرفتیم...   البته بابایی دو تا هم کاج تخم طلایی برای ساختمان خرید.   این حسن یوسف که یکی دو هفته بعدش گل داد.     اینم کاکتوس   اینم گل سنگ       و آخری هم گل کریسمس که غرفه داره گفت گل های خیلی خوشگلی در میاره    ...
4 مرداد 1394

عکسهای جا مونده از چهارشنبه سوری و عید 94 و سیزده

سلام خوشگل مامان عسلم این عکس ها هم جا مونده بودند و فرصت نکردهخ بودم بذارم عکس های چهارشنبه سوری   اینجا هم با پسر عمه الشن عکس انداختیم     اینجا هم همش دوست داشتی ناخنک بزنی اینم شب عیدی برات گرفته بودم   اینم از سفره هفت سینمون...     اینجا هم کمی قبل از تحویل سال که خوابیدی     اینم ژستی که بعد از تحویل سال تو خواب داشتی یه مدتی همین جوری میخوابیدی   اینم دختر عمه آوین     ...
3 مرداد 1394

عکسهای به جا مانده15 تا 16 ماهگی

سلام عسل خانوم    اینجا یه سری عکس که برای 15 تا 16 ماهگی ...   عکس پدر دختری       فدای چشات شم عسلکم       اکثر اوقات موقع خواب دستاتو یا بالای سرت میبری یا رو چشات میذاری   داری تنهایی ماست میخوری و...     اینجا هم دارم امتحان هوشان میگیرم ازت   ...
3 مرداد 1394

اولین باری که عسل پارک رفت

سلام عسلی   این عکسها مربوط به 17 تا 18 ماهگیت هستند   اینجا اولین باری که اومدی پارک     اینا هم مربوط به دومین باری که اومدی پارک     خیلی دوست داشتی بری تو آب نذاشتیم با زور و گریه برگردوندیمت خونه کلا کفشت خیس شده بود.   ...
3 مرداد 1394

کچل کردن عسلم

سلام عسل خوشگلم خوشگل خوشگله چه با مو چه بی مو  (6/3/94) از آنجایی که موهات خیل کم پشت و نازک بودند بابات تصمیم گرفته بود موهاتو کوتاه کنه قبلا اصلا راضی نمیشد نمیدونم چطوری تو ذهنش افتاده بود با این حال منم راضی نبودم   ولی تو هم به راحتی قبول کردی تو حیاط روچهار پایه نشستی و بابا با موزر موهاتو کوتاه کرد اصلا هم نترسیدی بعدش هم تو حمام با ژیلت از ته تراشید سرت برق میزد بعدش هم که حمامت کردم.   اینم یه سری عکس ...       بقیه عکس ها تو ادامه مطلب...   اینجا گفتم عسل بخند ازت عکس بگیرم اینجوری خندیدی   ...
2 مرداد 1394